این مشخصات از چارلی کافمن اتحادش را تغییر

گوش دادن به این مقاله

ضبط صدا توسط Audm

به شنیدن بیشتر داستان صوتی از ناشران مانند نیویورک تایمز, دانلود Audm برای آی فون یا آندروید.

“بنابراین آنها نیاز به بازنویسی?” چارلی کافمن پرسید.

بله من توضیح داد. من فقط می خواهم دریافت برخی از دلسرد بازخورد از سردبیران این مجله در مورد یک پیش نویس از داستان من در دو هفته قبل. داستان یک پروفایل از او: چارلی کافمن, 61 ساله برنده جایزه اسکار فیلمنامه نویس شناخته شده برای فیلم های بسیار غنی با surreality و خود-ارجاعی دیوانگی است که آنها احساس به عنوان اگر آنها ممکن است چرخید جدا و نیروی خود را عجیب و در عین حال به طور معجزه آسایی چسبیدن. (او برای اولین بار ساخته شده نام خود را در سال 1999 با “Being John Malkovich” در مورد یک morose, avant-garde خیمه شب طول می کشد که یک temp در هفتم-و-نیم طبقه از منهتن ساختمان اداری و کشف یک dumbwaiter شکل پورتال به بازیگر John Malkovich مغز.) این مناسبت برای پروفایل انتشار در جولای 7, از Kaufman اولین رمان “Antkind” یک کتاب که یک نیمه پا ضخیم و کاملا خلاصه داستان-مقاوم در برابر.

اولیه ما برنامه ریزی شده بود برای من برای پرواز به نیویورک برای مصاحبه با او را یکی از چهار شنبه, مارس, اما این طرح از بین میره زمانی که این کشور برای اولین بار شیوع کروناویروس شروع خیره کننده در نزدیکی خانه من در واشنگتن است. در عوض به من توضیح داد که در اولین پیش نویس از داستان:

کافمن و من به سرعت حل و فصل را به یک روال صحبت کردن در تلفن در هر جمعه معمولا برای یک ساعت و نیم یا بیشتر در یک زمان. حداقل یک بار به مودب من ارائه شده به او را به یک استراحت اما کافمن به نظر نمی رسد می خواهم. “بیشتر بحث ما بیشتر به من فرصت گفتن چیزی که ساده لوحانه” او گفت:. کسانی که تماس های تلفنی, شدند اغلب تنها مطالب موجود در هر یک از تقویمهای ما. این احساس خوب به آنها را ثابت وجود دارد دقیق مارک زمان.

نسبتا به سرعت منحنی در گوشه ای از کشور شروع به پهن کردن در حالی که یکی در نیویورک مشخصی و کافمن در بر داشت خود را تا حدودی اقبال در کانون یک بیماری همه گیر. او تنها به تازگی به منهتن از پاسادنا بود و به تنهایی زندگی می کنند در یک موقت اجاره, هنوز, مشخص کردن چیزها. “حال شما چطور است؟” من هر هفته که او تلفن را برداشت و کافمن می گویند, “من فکر می کنم من همان است, اما من همیشه پیش بینی چیزی که بعد از” یا “من هنوز هم به نظر می رسد اجتناب از گرفتن بیمار, و اما چه کسی می داند” و یا “همه چیز تهدید است.” یک روز او به من گفت که او می خواهم خود کاهش یافته است, در این طبقه در کل مواد غذایی و می تواند خود را به آنها را حتی پس از شستشو آنها را پنج بار. (“چه اتفاقی می افتد زمانی که عینک خود را شکستن؟” “چه چیزی شما را انجام دهید؟”) و یک هفته وقتی که من پرسید که چگونه او انجام شده بود و او تنها می تواند پشت سر هم از خنده. و سپس من پشت سر هم از خنده. سپس کافمن گفت: “حال شما چطور است؟” پس از بیشتر خنده, خنده درگذشت پایین و بسیار بی سر و صدا به من گفت: “من در وحشت است.”

هشت هفته در رفت. آن را عجیب و غریب راه برای رسیدن به می دانم که یک غریبه در یک زمان وقتی بود که اندک فرصت را به کشف چیزی جدید در زندگی در همه. یک باند تشکیل: نه دوستی و نه درمان اما یک نوع متقابل سندرم استکهلم با کیفیت از هر دو. “من تعجب می کنم اگر من و شما همیشه در حال رفتن به ملاقات پس از این صمیمی ترین چیزی که ما تا به حال” Kaufman خواسته در طول نهایی ما تماس بگیرید در مارس 29.

“من تا به حال که فکر می کردم بیش از حد” به من گفت. “این عجیب و غریب درجه که شما بوده ام تنها رابطه واقعی در زندگی من در طول این زمان فراتر از همسر و بچه ها.” من تا به حال سعی کردم راه اندازی هفتگی تماس با خانواده و یا دوستان من به او گفتم اما هیچ چیز دیگری گیر کرده است.

“معدن بیش از حد واقعا” Kaufman گفت. دوستان رسیده که مایل به صحبت اما او معمولا احساس بیش از حد غم انگیز و یا مشتاق به تعامل با. یک مرد در هفته گذشته شده بود غیر مداوم “و من در نهایت به حال به متن او را به عقب و می گویند:” من نمی توانم. من فقط نمی تواند.’ اما من که نمی توانستم با شما” Kaufman به من گفت. “که خوب بوده. من تا به حال به آن را انجام دهد.”

کل پیش نویس اول خوانده بود که بیشتر یا کمتر. آن را با حرکت آهسته و عجیب و غریب. اما با توجه به اختلال شرایط من تصمیم گرفته بودم که صادقانه ترین رویکرد به سادگی به نوشتن یک پرتره از یک خاص انسان صحبت خاص دیگری انسان (من) در حال حاضر به یک ضبط مکالمات است که به نظر می رسید که بیشتر صمیمی با ناامید کننده ای کشش از زمان که در آن آنها صورت گرفت. آن را مضحک اما آن را تقریبا احساس به عنوان اینکه کافمن و من تا به حال به نوعی از طریق زندگی می کردند که فاز اول این بیماری همه گیر با هم.

مشکل این بود که در دو هفته پس من می خواهم تبدیل شده در داستان صدها هزار نفر از معترضان گرفته بود به خیابان ها; چیزهایی که تا به حال گرفته اند بی تردید آشفته تبدیل شود. آنچه من شنیده ام من سردبیران و گفت و آنچه که من سعی کردم به توضیح به کافمن در حال حاضر بر روی گوشی چیزی بود که من تا به حال احساس خودم: جهان خشمگین بود و roiling و ژرف اندیشی و “باروک درونی” قطعه ای که من نوشته بودم (من ویراستاران’ کلمات) احساس خارج از سنکرون. نیست که ناهماهنگی نیاز به حل و فصل یا حداقل اذعان کرد در داستان به نحوی ؟ پس از دریافت برخی از (ببخشید) کمی تیره دستورالعمل در مورد چگونه است که ممکن است انجام من به توافق شروع شده توسط تماس کافمن به حداقل را گاهشناسی از مکالمات ما تا به امروز است.

“آنها می گویند به نظر می رسد عجیب و جالب در این مرحله” Kaufman جرأت. “اما این یک چیز عجیب و غریب در خود و برای خود” او اشاره کرد: چگونه سرعت واقعی به نظر می رسید تغییر تداخل مردم تلاش می کنند تا فورا واکنش نشان می دهند. “آنها می خواهند شما را به دوباره به صحبت کردن با من چون قطعه ای نیست که هر چیزی برای انجام با زمان ما زندگی می کنند. اگر آن را تا به حال چیزی برای انجام با زمان ما زندگی می کنند” — و کافمن شک و تردید بود — “من فکر می کنم این مهم است به این نکته اشاره که که دو هفته پیش!”

“من فکر نمی کنم که دقیقا آنچه آنها می گویند,” من گفت. “آنها نمی گویم آن را بی ربط است. …” اما من مطمئن هستم که این کاملا صادق است. همه چیز به جز تعداد کمی از چیزهایی را احساس می کنم خیلی بی ربط به من فقط پس از آن.

“این ممکن است بی ربط!” کافمن با کمال میل قطع شده است. “من قبول می کنم که آن را بی ربط است.” این که چرا او احساس کرده بود با احتیاط از انجام این مشخصات در وهله اول, او گفت:. هیچ بخشی از او بر این باور است که او به عنوان یک فرد — و نه فقط کار خود را — موجه این نوع توجه است. او می خواهم یک کتاب نوشته شده است و این مشخصات پیشنهاد شد و آن را به وضوح به نظر می رسید ارزش انجام می دهند حتی اگر آن ساخته شده او را ناراحت کننده است. “در آن زمان خوب بود چون من شما را دوست داشت و آن را به خوب صحبت کردن به شما,” او گفت:. “اما در حال حاضر فقط به خاطر من نوشت: یک کتاب, شما در حال رفتن به نگه داشتن به آینده را به من تا جولای 5, و یا هر زمان که این چیزی که منتشر شده است برای به روز رسانی در جهان است ؟ آن را شرم آور” او گفت:. “این شرم آور برای من است.”

اعتبار…ایالات متحده آمریکا فیلم/اورت مجموعه

من ناگهان احساس خجالت بیش از حد. من هم عصبانی خودم; کار من من نیاز به دست و پنجه نرم کردن با یک مشکل بدون راه حل واضح و از ضعف من تا به حال foisted سردرگمی من در او. سال پیش هنگامی که من شروع کردم به مصاحبه با برخی از Kaufman همکاران برای این مقاله او کاهش یافته است به من اطلاعات تماس خود را. این ویروس پاره شدن از طریق نیویورک و لس آنجلس در زمان اخلال در زندگی مردم پایان دادن به زندگی مردم و کافمن احساس نمی راحت کمک به من زحمت دوستان و همکاران خود را در وسط از همه که فقط به طوری که آنها می گویند چیزهای خوب در مورد او در نیویورک تایمز. این احساس هر دو اشتباه است و شرم آور است. یادآوری کرد که, من در حال حاضر به او گفت “بنابراین من تعجب نیست که شما پیدا کردن آن شرم آور به یک داستان بزرگ نوشته شده است در مورد شما در حال حاضر.”

“تا کنون!” کافمن گفت. “تا کنون! مثل همیشه!” اما بله که شامل حق در حال حاضر. علاوه بر این مشخصات هنوز هم نمی شود منتشر شده برای سه هفته و من و او هر دو به خواندن شده بود که آن روز صبح در مورد متحده کورکورانه بازگشایی و انفجار جدید Covid-19 نفر در ایالت آریزونا در بیمارستان های سربار. به نظر می رسید آینده متفاوت خواهد بود از زمان حال است. آن را همیشه است.

“شما می دانید این چیست؟” کافمن در رفت. “شما می دانید انگلیسی, مجموعه مستند آغاز شده است که با هفت تا’?” (ابتدا در سال 1964 فیلمساز Michael Apted به دنبال 14 کودکان بازبینی آنها را به سند خود زندگی می کند هر هفت سال; در تازه ترین قسط افراد در حال تمام 63.) “این چیزی است که این مثل این است که به جز این هفت هفته به جای سال” Kaufman گفت. “و آن را حتی هفت هفته و دو هفته.” و هر بار من به نام جهان و خود را کوچک و ناچیز زندگی در آن را منحرف و معصوم ورزش ها از زمان گذشته است. “زندگی من در یک تریلر در ارتفاعات اسکاتلند در حال حاضر” Kaufman گفت:.

حق با او بود. زمان به نظر می رسد به طور فشرده به من گفت. این احساس در برخی از نقطه در چند ماه گذشته یک کامیون حمایت کردن و شروع به پمپاژ سال ارزش از واقعیت را در هر هفته. اهرم نگه داشته و استارت افزایش نرخ جریان است.

در انتهای دیگر از تلفن: سکوت.

“جان شما در حال شکستن” Kaufman گفت.

در اولین پیش نویس از داستان وجود دارد یک بخش مورخ یکشنبه, مارس 15 آغاز شد که مثل این:

“من حتی نمی دانند که آن را چهارشنبه بود که من کردم ایمیل خود را صبح امروز” Kaufman گفت. “من در حال برنامه ریزی برای رفتن برای رفتن به فروشگاه است.” مواد غذایی تحویل که در آن او شده است می خواهم با تکیه متوقف شده بود که قابل اعتماد است. شد سیستم غارنوردی ؟ وب سایت گفت: سفارشات را در حال حاضر یک ماه کامل. من عذرخواهی ارائه شده به تماس بعد. اما کافمن معنی نیست که او بیش از حد شلوغ به صحبت. او نقطه بود: “من تا به حال هیچ ایده چه چیزی بعد از آن بود.”

این بود که چگونه بسیاری از کسانی که هفته احساس: languorous و تخت می باشد. همچنین سردرگم و پر. دوره کافمن را باد راه خود را از برخی از موضوع های دیگر به عبارات همدلی ترور و یا خشم در درد و دولتی نادانی آشکار در جهان فراتر از آپارتمان خود را. که حس فاصله او مشاهده می داد و عجیب و غریب بازیگران جدید به آن احساسات است. “این همه بسیار عجیب و غریب” او اشاره کرد. برای کسانی از ما که نیست ضروری کارگران و یا لمس شخصا توسط ویروس “این چیزی است که تا حد زیادی مجازی. آن را منتزع.” هر روز او را جذب اطلاعات جدید اما ذهن خود را تلاش برای حل و فصل هر گونه اعتماد به نفس تفسیر آن است. زمانی که نیویورک شروع به تشویق برای خط مقدم مراقبت های بهداشتی کارگران هر شب برای مثال کافمن در بر داشت آن را به خوبی نیت اما او تلاش می کرد تا همراه با آن و احساس سوگند. “وجود دارد یک احساسات به آن که نیست را به حساب سهل انگاری فاحش دولت در ساخت مطمئن شوید که این افراد حفاظت شده هستند در شغل خود,” او گفت:. “این معادل به tweeting. هنگامی که شما در تویت خود را برای حمایت از افرادی که در فروشگاه های مواد غذایی و یا در حال ارائه محصولات شما خرید چیزی است که گرفتن آنها را؟” نبود یک سوال لفظی. آن بود که آنها چیزی ؟ او صادقانه می خواستم به دانستن است.

در ماه آوریل او مشغول خودش را کمی در نظر گرفتن یک شغل تطبیق یک داستان کوتاه برای Ryan Gosling, شرکت تولید. در اوایل کافمن کالج دختر سن آمد تا با او بماند و آنها را در عادت مصرف نه مایل پیاده روی در اطراف منهتن و نمدی شدن با هم, به عنوان آنها زمانی که او جوان بود. (در یک نقطه کافمن فرستاده من یک عکس از یک خلاقیت خود: احساس مجسمه نیم تنه از فدریکو گارسیا لورکا.) اما اغلب به عنوان او یک بار توضیح داد: “من احساس می کنم شده ام من چرخ نخ ریسی و هدر رفتن زمان و به دنبال چیزهای آنلاین که من نباید بود. آن را به من بسیار مضطرب است. من احساس می کنم مثل من نوعی از تعهد است که من نمی نشست در حال حاضر تعهد به انجام کاری به اتلاف وقت برای پیدا کردن جهان و نه آن را به من تحویل داده.”

“Antkind” شده بود به پایان رسید و برای چند ماه به عنوان تا به حال یک فیلم جدید کافمن نوشته و کارگردانی شده و بر اساس این رمان توسط ایان رید “من به فکر پایان دادن به همه چیز” خواهد شد که در Netflix بکشد این سپتامبر — یک phantasmagorical محکم زخم هیجان انگیز در مورد یک زن و شوهر جوان, بازی های برگزار شده توسط Jesse Plemons و بازیگر ایرلندی جسی باکلی رانندگی را از طریق یک توفان برف در اوکلاهما. کافمن بود افتخار از فیلم, اما نام آن را “عجیب و غریب و کمی پیچیده” و احساس خاص آن را تولید نمی خواهد هر گونه شکوفایی قابل توجهی برای کار خود را. “من صادقانه با نزدیک شدن به آن را به عنوان آخرین کارگردانی کار است.”

کافمن در کنجکاو موقعیت تحسین در هالیوود بلکه همواره خنثی مدل کسب و کار خود. در جایی در امتداد خط واقعی خود قد و قامت و درک آن را تضعیف کرده ناشیانه از هم ترازی. (زمانی که یک مصاحبه از خبرنگار هالیوود خواسته کافمن در سال 2016 “خواهد چارلی کافمن تا به حال انجام در نظر تلویزیون؟” کافمن پاسخ داد: “چارلی کافمن تلاش کرده است.”) پس از سه نفر از اولین فیلم “Being John Malkovich,” “اقتباس” و “Eternal Sunshine of the Spotless Mind” به دست آورده او را سه نامزد اسکار و برنده شدن در او انباشته به اندازه کافی نفوذ مستقیم به یکی از خود اسکریپت برای اولین بار: “Synecdoche, New York” با بازی فیلیپ سیمور هافمن به عنوان کارگردان تئاتر که تاب خورده جاه طلبی او منجر به ساخت (به نوعی) یک مقیاس کامل ماکت منهتن در داخل یک انبار در منهتن که شامل (نوعی) یک ماکت از انبار که شامل (نوعی) یکی دیگر از منهتن در داخل آن است. “Synecdoche” بیرون آمد و در پاییز سال 2008 زمانی که اقتصاد در سقوط آزاد. راجر ایبرت آن را به نام “بهترین فیلم دهه” اما تجاری آن را یک موفقیت است. پس از آن صنعت فیلم به سرعت در حال قرارداد و تبدیل ریسک گریز. این استودیوهای بزرگ کافمن کار کرده بود مثل سونی دیگر به نظر می رسید علاقه مند در greenlighting نوع midbudget ویژه فیلم های او می خواستم برای نوشتن و مستقیم است.

اعتبار…Columbia/اورت مجموعه

“من یک مقدار زیادی از چیزهایی است که می تواند جرقه, اما نمی,” او به من گفت یکی از اولین بار ما صحبت کرد. او نزدیک به یک دهه به دنبال تامین مالی برای یک اسکریپت نوشت به نام “فرانک یا فرانسیس” موسیقی مورد اینترنت ترول آشفته دشمنی با یک کارگردان فیلم که شامل 50 آهنگ اصلی. تنها راه یک استودیو خواهد اجازه دهید کافمن آن را مستقیم به او گفته بود که اگر او آن را لود می شود ستاره های فیلم. بنابراین او Steve Carell و جک سیاه و سفید متصل شده است. همچنین Cate Blanchett, Nicolas Cage, Emma Thompson Kevin Kline, Elizabeth Banks and Catherine Keener. اما هنوز کافی نبود. او توسعه ایده های تلویزیونی و سپس تماشای آنها را موسس. او در زمان شغل برای پرداخت وام مسکن خود را, از جمله یک ناشناس بازنویسی در “کونگ فو پاندا 2.” در سال 2015 او co-کارگردانی انتقادی والا stop-فیلم انیمیشن “Anomalisa” با دوک جانسون بر اساس یک اسکریپت کافمن نوشت: برای زنده رادیو بازی — اما تنها پس از شرکت جانسون است مطرح اولیه تکه از این پروژه بودجه در Kickstarter. و در تمام آن زمان کافمن ساخته شده یک نقطه بودن disarmingly شفاف با مطبوعات در مورد موانع او ملاقات کرد که مطبوعات در زمان overemphasized بسیار به او خجالت. (New York Magazine, 2016: “چارلی کافمن است که با داشتن یک دختر افسرده بحران وجودی: ‘من تعجب می کنم اگر آن را سرد می شود در کسب و کار با من است.)

هنگامی که یک کتاب editor برای اولین بار با نزدیک شدن کافمن در سال 2011 درخواست اگر او می خواهم تا کنون فکر در مورد نوشتن یک رمان او به رسمیت شناخته شده چگونه رهایی بخش که ممکن است. هر چه او را انتخاب کرد به نوشتن نمی خواهد که به فیلم برداری می شود و یا بودجه یا نمایش برای آزمون مخاطبان و یا بهینه سازی برای به دست آوردن یک امتیاز خاص. اگر او می خواست برای نوشتن در مورد یک ارتش از animatronic دونالد Trumps, شناخته شده به عنوان “تنه” و یا محل های جدید رشته کوه در وسط, شمال امریکا, او می تواند. و اگر او می خواست شخصیت خود به مقاربت جنسی با که کوه او می توانید انجام دهید که بیش از حد. و بیشتر از آن است که: او تا به حال به آن را انجام دهد. هر چند او تا به حال به طور جدی به نثر نوشته شده است در 40 سال نگه داشته و تصور منتقدان مجازات او نادانی یا فقط جسارت او برای تلاش چیزی جدید او در زمان همین رویکرد است که او را با خود فیلمنامه. ایده هایی که در آمد که احساس “اوه شما کاملا نمی تواند انجام دهد که” — کسانی که ایده هایی که کافمن خود را مجبور به سوی. “من باید خودم را در یک موقعیت برای شکست مسخره,” او گفت:.

این بود که هرگز برای من واضح تر از زمانی که او در مورد نوشتن “اقتباس.” در کوتاه: Kaufman امضا در انطباق با “دزد ارکیده” توسط Susan Orlean — ظریف گسترده مراقبه کتاب در مورد ارکیده آزادانه محور داستان یک عجیب و غریب Floridian گیاه شکارچی دزدکی اما بدون هر گونه اشاره ای طرح معمولی — دقیقا به این خاطر که او تا به حال هیچ ایده چگونه آن را می تواند انجام شود. پس از گذراندن ماه در “قریب به اتفاق افسردگی” بیش از این پروژه به عنوان او آن را قرار داده, او در نهایت پا را از منبع مواد را در نظر بگیرید چه بود مشغول او در آن لحظه در زندگی خود را به امید پیدا کردن چیزی است که احساس زنده و یا به اندازه کافی جنبشی به او فشار رو به جلو است. و چه بود مشغول او آشکار بود: “این ایده را به من رخ داده است” او می گوید: “و آن را باز کرد تا چیز.”

در پایان “انطباق” بر محور فیلمنامه چارلی کافمن, تلاش برای انطباق با “دزد ارکیده.” در یکی از صحنه های اول ما دیدن نیکلاس کیج به عنوان کافمن فلاپ-عرق کردن در ناهار با befuddled هالیوود اجرایی تکان دادن یک کپی از Orlean کتاب در هوا و رجزخوانی در مورد چگونه او نمیخواهد به “خودرا برای امتحان اماده در رابطه جنسی و یا اسلحه یا ماشین تعقیب و یا شخصیت های یادگیری عمیق درس های زندگی … یا غلبه بر موانع به موفقیت در پایان. کتاب نیست که” او اصرار دارد و “زندگی نیست که. این درست نیست.” این دقیقا چه واقعی کافمن توضیح داد: به واقعی هالیوود اجرایی قبل از مصرف ،

بحث کافمن را فرایند خلاق در اولین پیش نویس من او را به عنوان توضیح در اصل ساخت پر پیچ و خم فرار اتاق برای خودش و سپس نوشتن راه خود را. این رویکرد به نظر می رسید به او باعث درد و رنج های زیادی که من در نهایت از او پرسید:

“وجود دارد هر بخشی از شما احساس می کند که دچار محکومیت خود را?” او تا کنون فقط آرزو می کنم او می تواند نوشتن یک فیلم اکشن و یا چیزی ؟ “وجود دارد هیچ بخشی از شما که بخواهد آن را آسان تر است؟”

“من می خواهم به پول که من اصلا” او پاسخ داد: “و من به خودم بگویم که من می توانم نوشتن فیلمهای تجاری.” اما او همچنین می دانست که او ممکن است چاپلوس خود را; او هرگز در واقع سعی کردم. او با افتخار از تعهد خود را به انجام, اصلی, کار معنی دار. “وجود دارد مقدار زیادی و تعداد زیادی از زباله وجود دارد که نمی صادقانه و تلاش نیست برای کمک به روشن شدن و یا بررسی شرایط انسانی در هر راه” او به من گفت: “و آن را می فرستد مردم پایین جاده اشتباه” — کج برداشت ما از خود ما زندگی می کند و هر یک از دیگر — “و آن را در ذهن بیحس کننده و آن را سمی و من نمی خواهم که در رزومه من. من حتی نمی معنی من رزومه حرفه ای اما رزومه من به عنوان یک انسان.”

Spike Jonze که هر دو به کارگردانی “اقتباس” و “Being John Malkovich” در مقایسه کافمن به Kanye West — البته haltingly و با تعدادی از تکذیبنامهها. “این عجیب و غریب, مقایسه,” Jonze به من گفت: “و من دریغ او را تا آنجا که هر کس یک نظر در مورد این فرد ، …” Jonze و غرب شده اند دوستان و همکاران برای 15 سال گفت: تقریبا به عنوان طولانی به عنوان Jonze شده است از یک دوست و همکار از کافمن است. “و چیزی که در مورد Kanye است” Jonze گفت: “این که Kanye نمی مراقبت از آنچه که مردم در مورد او فکر می کنم. آن لطمه می زند و احساسات خود را اگر او اشتباه گرفته بود هر کسی. اما او نمی تواند نمی تواند خودش. او هیچ چاره ای در این زمینه است. و من فکر می کنم چارلی همان راه است.”

Jonze لکنت و سپس افزود: “من دریغ به مقایسه. آنها خیلی متفاوت در هر راه دیگر.” سپس او آرام برای یک لحظه یک لحظه دنبال یکی دیگر از راه برای گرفتن آن.

برای اینکه عادلانه تقریبا همه من مصاحبه برای این مقاله به نظر می رسد به تلاش برای بیان آنچه آنها مورد تحسین Kaufman. بازیگر زن جسی Buckley به من گفت: “من حدس می زنم چیزی که با چارلی است که او را انسانی ترین نوع آخرتی نوع یونانی خدا من تا به حال دیدهام.” و چه مفهومی دارد ؟ او سعی کرد دوباره: “او را به زیبایی و به شدت آسیب پذیر به عنوان یک انسان اما او هم نیست. اوه, خدا,” او گفت: “در حال حاضر من احساس می کنم مثل یک [expletive] چون من فقط خودم متنفرم حتی تلاش برای توصیف این مرد است.” بازیگر Catherine Keener, یک دوست نزدیک کافمن که به نظر می رسد در سه تا از فیلم های خود را و متصل شده به یک چند از پروژه های متوقف شده در طول سال در واقع در زمان فعال مرحله از سیگنالینگ به من در پیشبرد از طریق متن چگونه کثیف او می تواند در صحبت کردن در مورد کافمن و شروع crumpling تحت این مشکل در عرض چند ثانیه از من گرفتن او در گوشی: “اگر شما می توانید ببینید من چهره شما می دانید که چگونه من احساس می کنم زمانی که من صحبت در مورد چارلی” او اصرار داشت, اگر آن را در واقع کاملا آشکار به من — نه تنها از گرمای حادثه را به تن اما در شدید تعیین که با آن او نگه داشته در تلاش برای توصیف Kaufman, چگونه صمیمانه او به من می خواستم به دانستن آنچه که او می دانست. “چارلی است, شما می دانید, از این دنیا و از نوع نرمال در همان زمان” او گفت:. “من احساس می کنم او می تواند صحبت با کسی و همچنین … او نمی تواند.” در نهایت داشتن دوباره موفق به قرار دادن برخی از دیگر عنصری کیفیت کافمن را به عبارت حادثه فقط به من گفت که با شکست و لذت “چارلی می داند آنچه که او است!”

من معنی نیست که به تلنگر در این مورد من empathized با مشکل چون من تجربه خودم را. نگران بودم که مکالمات کافمن و من به داشتن انرا به خوبی ترجمه در چاپ یا; که مردم خامه ای از طریق مقاله من در نوشتن بی صبرانه احساس خسته کافمن و تمایل خود را به مراحل کوچک هر جنبه از وجود از طریق گسترده clattering, ماشین روب گلدبرگ از درون گرایی. اما در زندگی واقعی آن را در واقع بسیار در حال حرکت به گوش دادن به. آسیب پذیری خود را را ندارد شما می خواهید به نوبه خود به دور از او از آن ساخته شده شما می خواهید به آسیب پذیر بیش از حد.

اعتبار…تمرکز فیلم/اورت مجموعه

Jonze یاد کافمن گفتن او در مورد رمان او در چند سال پیش در یک رستوران. Jonze هنوز هم می تواند تصویر کسی که شام میخورد کاملا و که در آن در کسی که شام میخورد او و کافمن نشسته بودند و او به یاد چگونه هیجان زده او همه چیز کافمن بود و برقراری ارتباط در مورد داستان. اما جزئیات رفته بود بطور غیر عادی و مرموز فازی برای Jonze پس از آن. “این احساس تقریبا مانند تلاش برای به یاد داشته باشید یک رویا” او به من گفت. “ایده های آنها بودند — من نمی دانم چه کلمه حق است: آنها را اشغال همان بخشی از مغز است که در آرزوی انجام دهد.”

“وجود دارد چیزی در مورد فیلم بایگانی?” Jonze از من پرسید. “این است که هنوز هم در آن وجود دارد؟”

شروع کردم به گفتن Jonze در مورد کتاب. 58 سال گامه خود مهم دانشگاهی منتقد فیلم به نام B. Rosenberger روزنبرگ که می آموزد “سینما مطالعات انتخابی در Howie شرمن باغ وحش کارگر موسسه در منهتن فوقانی” سفر به فلوریدا برای تحقیقات بعدی خود رساله در مبهم فیلم صامت. اما روزنبرگ رها کردن این پروژه زمانی که او یک فرصت روبرو می شوند — و یا آن را شانس ؟ — با یک صد ساله بسته در نام اینگو Cutbirth که عمر خود را سپری تیراندازی یک انیمیشن توقف حرکت فیلم در آپارتمان خود. روزنبرگ آنچنانی بر روی آن به عنوان یک پتانسیل کار outsider art. و از آنجا که کافمن نوشته است خود راوی به عنوان یک طنز سفید-ناجی استکبار روزنبرگ در نظر آن را یک وسوسه انگیزی جایزه که منزوی هنرمند در پشت این فرض شاهکار آفریقایی-آمریکایی است. روزنبرگ بوی شکوه و اعتبار — برای خود کاشف از فیلم است.

او به تماشای فیلم. آن است که با ایجاد جهان, سفر در زمان و آینده جنگ داخلی به علاوه یک قدیمی timey کمدی duo شناخته شده به عنوان Mudd و Molloy و افزایش مرگبار دشمنی با دیگر رقابت کمدی duos. وجود دارد یک خر و یک غول و یک hyperintelligent مورچه به نام کلسیم. این فیلم در سه ماه طولانی است. که چه مدت آن طول می کشد برای مشاهده آن از طریق مستقیم. (این ساختار با مجموعه حمام و خواب می شکند.) و در برخی از نقطه در حالی که روزنبرگ در حال تماشای آن Cutbirth قطره مرده است.

مصرف با نفرت جاه طلبی تغییر ظاهر به عنوان یک تماس روزنبرگ بسته همه چیز را به یک U-Haul و سر به نیویورک قصد حمل Cutbirth نبوغ به فرهنگ پس از مرگ. اما کامیون های آتش همه چیز نابود شده است و زمانی که روزنبرگ resurfaces از حالت اغما او را فراموش کرده است کل فیلم که تنها یک معنی قاب جان سالم به در برد.

را پوشش می دهد که در مورد اول 80 صفحه من توضیح داد به Jonze. “Antkind” است که 700 صفحه است.

“آه آن را 700 صفحات؟” Jonze کمربندش را بست. او وجد آمدیم.

چیزی در مورد کتاب من زدم تعادل: این های غیر قانونی از زبان خود افزایش هراس از مکانهای بسته و از روزنبرگ داخلی تک صدایی و قارچ پوچی از درد و رنج خود را به عنوان تلاش برای بازسازی Cutbirth فیلم بیش از این دوره از رمان او شغل خود را از دست می دهد و آپارتمان و زندگی اش اتومبیل را به یک نوع مزخرف و غبار است. تحقیر و indignities پرواز او را از تمام جهات. او را گرفتار حوادث غیر محتمل. او می افتد به یک کوره باز. سپس او می افتد به یکی دیگر از کوره باز. سپس یکی دیگر. هر زمان او اتفاق می افتد به بد-mouthing فیلمساز چارلی کافمن, deriding او را به عنوان “احساساتی عاشق در مقیاس آدولف هیتلر و یا کاملا رک و پوست کنده فراتر از آن است که جهان خوش شانس است نه هر گونه قدرت واقعی” و یا بازگویی یک سخنرانی تحویل او به سان آنتونیو فصل از لیگ زنان رای دهندگان با عنوان “من رای با من وقتی که می آید به Kaufman.”

به عنوان یک منتقد روزنبرگ یک متضاد رابطه با کمدی. او disapproves از این نظر آن را خشونت آمیز و سوء استفاده: کایوتی همیشه باید زن توسط یک سندان بنابراین roadrunner می خنده. اما در حال حاضر او را خوار بودن به همان شیوه سه بعدی از درد خود را پهن به punchline.

“من به این نتیجه رسیده اند که من مضحک” او در نهایت اعلام کرد. “این اتفاقات ناگوار است. باز منهول. حتی آتش که خراب اینگو فیلم و زندگی من است. اما شاید وحشتناک تر هستند افکار من. من فکر احمقانه است. خاطرات من در حال مضحک. ایده های من در حال خنده دار. من یک پرشکوه دلقک. من می توانم در مناسبت آگاه شدن از این. وجود دارد لحظات وضوح که من از همه بیشتر تحقیر آمیز از آنجا که من می توانم خودم را به عنوان دیگران به احتمال زیاد انجام دهید اما من نمی توانم کنترل هر یک از آن.”

اعتبار…Sony Pictures/اورت مجموعه

“بسیاری از داستان یا فیلمنامه نوشته شده از راه دور” Kaufman به من گفت یک شنبه بسیاری از چهارشنبه پیش. “وجود دارد یک دیدگاه دانستن” — گذشته نگر آگاهی از آنچه اتفاق افتاده است. در نظر بگیرید یک دندان درد, او گفت:. واقعا سوزاننده مشقت بار دندان درد می تواند غلبه بر شما کامل: دهان خود را, خود را از بدن و ذهن شما را. “می توان آن را بسیار اولیه لحظه در زندگی خود را,” او گفت:. “اما که نسبت به یک سال بعد از داستان داشتن یک دندان درد در شام. شما دیگر باید دندان درد, احتمالا. شما یک داستان در مورد داشتن یک دندان درد با یک شروع, میانه و پایان است. شما می توانید آن را به عنوان یک حکایت. اما زمانی که شما در وسط دندان درد, شما لازم نیست که چشم انداز. آن را بسیار پر هرج و مرج حاضر است.”

کافمن نقطه بود که او کوشید تا آنجا که ممکن است به نوشتن ناقص حس که در آن یک داستان است که رفتن به نگه داشتن آن به معنی یک راز از خود است. “من نمی باید هر درس را به بیان” او گفت:, “و من می خواهم به مطمئن شوید که من می توانم.” این حساب برای بسیاری از رویا عناصر کار خود را مانند حومه خانه “Synecdoche, New York” است که همیشه در آتش حتی به عنوان یک شخصیت زندگی در آن برای چند دهه. این تصاویر رفت و برگشت از حاشیه عقل خود را درست مثل رویاهای. اما برای کافمن این روش این است که اساسا یک ماده از واقع گرایی. “این اجازه می دهد تا من به داستان نه به عنوان یک داستان است که نادرست است و یا نادرست,” او گفت:.

“آن را به عقب می رود که احساس درک جهان,” او گفت: “درک آنچه ما در اینجا انجام و به همین دلیل چیزهایی که برای ما اتفاق می افتد برای ما اتفاق می افتد — داشتن مدرک! همه ما بسیار آسیب پذیر و همه چیز نامشخص است لحظه به لحظه. که همیشه مورد در هر لحظه از زندگی ما است. اما ما صورت مالیده شود در آن در حال حاضر.” ویروس منظور او آن بود که هنوز در آن نقطه چیزی است که مردم به نظر می رسید با اشاره به زمانی که آنها گفت: “در حال حاضر است.”

“من همیشه نگران تمام نتایج ممکن است برای هر چیزی من تا به حال سوار بر” او گفت:. حتی در حال رشد در لانگ آیلند و در کانکتیکات کافمن به یاد داشته باشید احساس شکست ناپذیر راه بچه ها اغلب انجام دهید. نوشتن و کارگردانی به نظر می رسد “راه را برای من به شانس و بدون ترس” او رفت. “من احساس می کنم خیلی بیشتر باز به اشتباه و عدم انجام چیزی اشتباه در کار است. من اغلب در مورد آن فکر می کنم و آرزو می کنم من می تواند بیشتر مانند است که در زندگی واقعی است.”

کافمن فکر زیادی در مورد خجالت: او به این نتیجه رسید که به تازگی آن را در ریشه بسیاری از شخصیت های خود را از مبارزات — خطر است که آنها مانع نیش در زخم های خود را — و مرکزی به تجربه خود را بیش از حد. به عنوان یک کودک کافمن عاشق بازیگری در نقش و موزیکال, اما زمانی که او رفت و به تحصیل بازیگری در دانشگاه بوستون او به طور ناگهانی در بر داشت آن را بسیار شرم آور و غرق شدهاند که خجالت انتقال به مدرسه فیلم در دانشگاه نیویورک به قصد تبدیل شدن به یک فیلمنامه و کارگردان آن نیز احساس شرم آور اما bearably ،

به یاد او هنگامی که در دبیرستان ترک خوردگی یک شوخی در حالی که رانندگی با یک دوست ارسال این بچه به یک جا از خنده. اما پس از آن اچ متوقف خنده ناگهان نشان می دهد که او تا به حال یافت شوخی خنده دار در همه. او messing با Kaufman. این بود برخی از وحشتناک تروما کافمن گفت: رشد او طعنه های زیادی و اذیت جسمی و احساس کوچک و ناتوان در هر تعداد از راه. هنوز هم زمانی که او ذکر خجالت این حافظه که burbled: “من تا به حال ساخته شده خودم آسیب پذیر” او گفت:. “من اعتماد آن است. و من احساس تحقیر و میگردند و فقط خجالت: نه تنها که از او تقلید می کنی خنده و که من تا به حال بر این باور است که من می خواهم اجازه دهید خودم خنده بیش از حد. که بی اعتمادی” او رفت “شد یک نوع پارچه را در من روان است.”

ما می خواهم بر روی گوشی برای یک ساعت و نیم آن گذشته دور نقطه از من درخواست کافمن واقعی سوالات. گفتگو در حال گردش در جایی بيشکل اما مهم است و من ثبت نام برای اولین بار چگونه عادت ما رشد کرده بود در اینجا ما در هفته چهارم به نشستن بر روی تلفن همراه مانند این همکاری در این عجیب و غریب پروژه مشترک آشکار و رمزگشایی که چارلی کافمن است مثل دو مرد نمایش هر روز صبح به رنگ یک خانه.

پس از چهار هفته مکالمات ما اساسا سقوط خود: من اعتراف به Kaufman چگونه freaked من در مورد نیاز به نشستن و در واقع نوشتن این قطعه و ما شروع به spitballing ایده هایی برای چگونه ممکن است من آن را ساخت.

اعتبار…پارامونت/اورت مجموعه

مشکل من توضیح داده بود که “من باید برای انجام دقیقا همان چیزی به شما گفت که شما نمی خواهم به انجام این کار!” به جای نوشتن از درون سردرگمی حال حاضر این کار من به عقب نگاه در این زمان ما صرف با هم در گوشی و فشرده سازی آن را به شکل یک مقاله مجله رانندگی جزئیات نسبت به برخی از درک ساده که او چه کسی بود. این احساس نادرست است. همچنین ناکافی: مثل یک زباله از جمله یک تجربه غیر معمول.

“شاید که نمی,” او گفت:. “شاید همین حالا احساس می کنید محدود است. شاید تعجب خودتان است.”

پس surmounting برخی از ناراحتی من و بقیه که مکالمه به افتتاح اولین پیش نویس:

“من هرگز و من نمی گیریم به شما بگویم که چگونه به نوشتن این” کافمن آغاز شد. “اما فقط به عنوان یک آزمایش فکری: اگر من در نوشتن این مقاله از دیدگاه شما — و من هنوز من — من شروع به فکر می کنم که تنش احساس من در نوشتن این مقاله است. و من می باشد که در این مقاله است. حتی ‘شامل’ آن است. من حتی ممکن است لولا کل چیزی که در تنش است. چرا که حقیقت است.”

این یک درک ساده از کسی که چارلی کافمن بود: او کسی است که ارزش حقیقت است. زمانی که او تشخیص عدم وجود آن pained او. او ترجیح می دهند برای مثال اگر منتقدان فیلم مقدمه منفی خود را بررسی آشکار است که آنها فقط می خواهم تا به حال مبارزه با خود را به همسر یا: “من این مرد را دوست ندارد چرا که من نمی خواهم راه او به نظر می رسد.’ چرا که کسانی که همه چیز درست است, او گفت:. ما افکار و احساسات واقعی هستند. آنها جنبه های جهان در هر لحظه ما تلاش برای توصیف آن است.

“شما می تواند به نام خود زیاده که من تمام وقت” Kaufman گفت. “اما اگر آن را انجام می شود, در راه که, گسترده, برای من بسیار جالب است. چرا که چه خبر است. چرا که این درست است.”

من نمی خواهم به نام خود زیاده. اما ما توافق کردیم که هر چه من در را به صورت سر در عجیب و غریب بودن از شرایطی که تولید آن است. آن خیلی سخت خواهد بود و احتمالا در نهایت بیشتر شرم آور را امتحان کنید و خودتون خودم که در اطراف واقعیت و نوشتن معمولی مشخصات اقدام به عنوان اگر تمام مراحل عادی شده بود.

حق کافمن گفت. “چون آنچه را که ما انجام داده اند اگر وجود نداشت قرنطینه یا اجتماعی بدون فاصله. چقدر خواهد ما صحبت کرده اند? فقط یک روز؟”

“شاید دو؟” به من گفت. آن را هنوز هم در حال مذاکره زمانی که این بیماری همه گیر جاروب در. من می خواهم در تماس مکرر با ناشر برای ماه های عامل تحت این فرض که کافمن که یک فیلمساز معروف شد Beyoncé-مانند شکل که باید haggled از طریق کانال های رسمی. وقتی که من خواسته بودم یک روزنامه نگار, اما, آنچه کافمن انجام می شود در این بهار به امید tagging همراه من فرستاده شده بود این پاسخ از Kaufman: “در مارس 11, من می خواهم به D. M. V. به من نیویورک گواهینامه رانندگی. او می تواند با من آمده است.”

و به این ترتیب بود که این طرح به صورت داستان: چارلی کافمن می رود به D. M. V. — یک فرض عجیب و غریب برای ستاره, مشخصات, اما مشهور بودن برفلد عجیب و غریب بود پس از آن رخ داد همه به عنوان مناسب حتی مانند سکته مغزی ، (“من فکر می کنم دلیل D. M. V. برای تلفن های موبایل مانند یک ایده خوب است زیرا آن را برای تلفن های موبایل مانند یک صحنه از یکی از فیلم های خود” ویرایشگر من به من گفت.) اما پس از آن شرایط تغییر کرده و من تا به حال به بداهه نوازی و توجه به محدودیت های جدید و محدودیت. سپس آن شرایط تغییر کرده و من تا به حال به بداهه نوازی دوباره.

در هر مرحله فکر من احساس احمقانه است. ایده های من احساس خنده دار. من نگران من می خواهم یک پرشکوه دلقک. اما چیزی که نیاز به صداقت. چه چیز دیگری می تواند یک فرد انجام دهید ؟

یکی دیگر از روز شنبه. کافمن صحبت شد دوباره در مورد تمایل خود را برای نوشتن از درون جنجال و هیاهو و غیر قابل پیش بینی از زمان حال تلاش به او نوشتن چیزی شبیه به احساس خودانگیختگی است که باعث می شود یک بازیگر خوب عملکرد واقعی به نظر می رسد.

اعتبار…مریم Cybulski/Netflix

فکر می کنم در مورد آن گفت: “همه چیز ما در زندگی این است که یک بداهه است. ما بداهه در حال حاضر” — من و او. نه از ما می دانستند چه فرد دیگری بود که در مورد می گویند و نه می تواند ما را در درک راز شیب از انگیزه های قضاوت و یا ناامنی از آن ظهور کرد. “ما اغلب اسکریپت که ما رعایت,” Kaufman گفت. “اما در هر لحظه ما می توانید از این اسکریپت و پیدا کردن چیزی جدید. همه ما می توانید انجام دهید که در زندگی واقعی است.”

برای روشن کافمن به سختی تا کنون این کار. او اغلب پیاده روی در اطراف با یک فرض است که فردی غریبه از او متنفرم و یا هماهنگ به جریان درگیری بالقوه یا تحقیر زمزمه بین او و هر انسان دیگر. و در حال حاضر این ویروس تا به حال literalized که روانی آسیب پذیری ساخته شده از آن کشنده است. در نیویورک گفت: همه ذهن مجموعه ای به نظر می رسید: “‘شما دشمن است. شما ویروس ” — که در اصل شما هستند. شما واقعا می تواند چیزی است که رفتن را به من بیمار و احتمالا مرگ است.”

او توضیح داد: در یکی از پیاده روی های طولانی در اطراف سمت غرب منهتن به تازگی او و دخترش مواجه می شوند یک مرد ایستاده در خارج از خانه خود در یک متروک-احساس خیابان. “ما بسیار به او نزدیک” Kaufman گفت: — “نه در تجویز فاصله یا هر چیزی اما ما بسیار نزدیک است.” مرد نبود پوشیدن ماسک. به عنوان آنها با نزدیک شدن به مرد لبخند زد.

“این واقعا در حال حرکت به من” Kaufman گفت. “من در واقع کمی احساسی است. آن را بسیار لبخند واقعی.” به من گفتن این کافمن رفت و سکوت. این احساس تا به حال از او دوباره.

“این فقط احساس نوع” او رفت. “و شما می دانید که هنگامی که کسی به شما نوع آن می تواند بسیار کوچک; آن را ندارد به هر چیزی به طور خاص فقط یک لحظه شما باید با کسی و آنها نوع است. شما می دانید که چگونه است که می تواند شما ؟ آن را نرم می تواند به شما. می تواند شما را تا به چیزی برای ساعت. اگر شما می توانید نگه دارید که احساس و استفاده از آن می تواند گسترش.

“من نمی دانم” Kaufman گفت. “اما این بداهه است. که لبخند نمی شد, کنسرو شده. من می دانم که. من می توانم آن را احساس کنید. این فقط یک لبخند واقعی.”

به عنوان آنها راه می رفت توسط کافمن دوباره لبخند زد. او خود را مجبور به یک لبخند بزرگ که در آن است. اما کافمن بود با پوشیدن یک ماسک و نگران این مرد قادر نخواهد بود برای گفتن. پس او را به پیچ و شجاعت خود را. او مطرح بازوی خود را کمی. او دست تکان دادند.

“من امیدوار او را درک در برخی از سطح که من سپاسگزار است.”

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de