برکت و بار Being John Lewis

بار خودی توضیح می دهد که ما که هستیم و چه می کنیم و ارائه behind-the-scenes بینش چگونه ما روزنامه نگاری هم می آید.

دادگاه عالی بود فقط eviscerated قانون حق رای و سالگرد 50 از سال 1963 مارس در واشنگتن و نزدیک بود که من سفر به فیلادلفیا برای دیدار با نماینده John Lewis در تابستان 2013. مفرد لحظه چوب را در ذهن من: یک زن که گریه در نزد او.

ما در پایین سوار پله برقی در این شهر را مرکز کنوانسیون که در آن آقای لوئیس بود برای سخنرانی به شهری لیگ. زن سوار شد ، او به کشف آقای لوئیس و شروع به تکان دادن دست خود را با هیجان و به عنوان آنها گذشت یکدیگر اشک شروع به جریان. او در برگزاری زل زل نگاه کردن او و تماسهای مکرر دست خود را بر قلب او قدردانی.

بعد در طول دو طولانی مصاحبه من او را در مورد آن. او به من گفت که با یک اشاره از خجالت و کوچکترین اثری از نفس است که این نخستین بار نیست که.

“مردم فریاد آنها نمی تواند بر این باورند که آنها در حال صحبت کردن به من,” او گفت: صحبت کردن آرام به عنوان او همیشه را — به جز در طول سخنرانی های خود را زمانی که او roared. “من فکر می کنم بسیاری از مردم فکر می کنم در برخی از راه من وجود ندارد مانند آنها فکر می کنم من در زمان دیگری است.”

آن را به من زده که این هر دو برکت و بار بودن آقای Lewis. او ثابت شد در ذهن به عنوان جوان آزادی سوار (او یکی از اصلی 13) بود که مورد ضرب و شتم خونین و چپ با یک جمجمه ترک خورده توسط دولت سپاهی بر روی یک پل در آلاباما. آن را به دست آورده بود او را به عنوان: “حقوق مدنی icon.” “قهرمان آمریکایی.” “وجدان کنگره است.”

اما در جایی وجود دارد, John Lewis مرد — زندگی در زمان حال, حمل گذشته — و من تعجب که چگونه او در برخورد با آن است.

“من احساس گناه از زمان به زمان” او به من گفت — به خصوص در مورد ناپدید شدن و قتل وحشیانه از سه حقوق مدنی کارگران اندرو گودمن مایکل Schwerner و جیمز Chaney در می سی سی پی در تابستان 1964. آقای گودمن و آقای Schwerner آمده بود از نیویورک به پیوستن به مبارزه برای حق رای. آقای Lewis, 24 فقط در زمان حال استخدام آنها.

“من یاد گرفتم که برای زنده ماندن,” او به من گفت. “اما من آن را در زمان یک مدت طولانی در یک زمان بسیار طولانی برای رفتن به جایی که این سه مرد جوان از دست رفته.”

چه مدت ؟ از من خواسته. حدود 30 سال است. و هنگامی که او انجام داد “من فقط خراب شد و گریه کرد. آن را فقط بیش از حد بود.”

برای نزدیک به دو ساعت در دو نوبت جداگانه صحبت کردیم در مورد آقای لوئیس در زندگی است. او به من گفت که او “تا حدودی خجالتی” به عنوان یک پسر بچه در حال رشد در شهر کوچک Alabama. مشتاق به زندگی در وزارت او موعظه به جوجه های خود را. (بر خلاف اعضای کنگره او به شوخی آنها به او گوش.)

او به من گفت در مورد این نامه او نوشت: به کشیش مارتین لوتر کینگ جونیور زمانی که او 18 ساله بود و چگونه او در زمان یک اتوبوس سفر به مونتگمری برای دیدار با رهبر حقوق مدنی و “ترس” راه رفتن در درب. او به من گفت که پدر و مادر و پدربزرگ و مادربزرگ وحشت زده برای ایمنی خود را دلسرد اولیه خود را, حقوق مدنی, کار, گفتن او را به “آرام” و “نمی توانید در راه است.” او به من گفت که چگونه در دهه های بعد او گریه کرد زمانی که باراک اوباما افتتاح شد به عنوان رئیس جمهور.

آقای لوئیس در کاپیتول هیل بود مانند حقوق مدنی موزه پر از سیاه و سفید عکس. من از او پرسیدم به من یک تور. او متوقف شد در یک تصویر از رهبران جنبش در ایالت آلاباما کنگره که در آن رژیم صهیونیستی است. جورج والاس حال حاضر اجازه می دهد تا مردم سیاه و سفید بر روی زمینه.

اعتبار…لارنس جکسون/آسوشیتد پرس

وجود دارد دکتر شاه و همسرش Coretta. وجود دارد کشیش رالف Abernathy و نویسنده جیمز بالدوین. وجود دارد چارلز Evers که فوت شنبه و که برادر Medgar شده بود قتل توسط یک Ku Klux Klansman. او گفته بود: “جوان John Lewis.”

استفاده از سوم شخص مبهوت من, اما آن را نیز ساخته شده حس. این اعمال یک فاصله پس از آن و در حال حاضر. “مثل آن من نیست” او بعدها گفت.

زمانی که من یک کودک بود, دکتر کینگ یکی از قهرمانان من. در اینجا من نشسته با تنها بازمانده سخنران از ماه مارس که تولید دکتر کینگ “من یک رویا دارم” سخنرانی. من شیفته حقوق مدنی و سابقه کار به عنوان یک خبرنگار نیویورک تایمز فراهم کرده است من یک فرصت نادر به دنبال آن است که بهره. در سال 2010 من شبیه مصاحبه با یکی از آقای لوئیس بزرگان در جنبش دوروتی ارتفاع و سپس 97.

آقای لوئیس 73 زمانی که ما ملاقات کرد. او می دانست که پس از او به من گفت که “من نمی خواهد در این موقعیت برای همیشه.” او می خواست برای ادامه ساخت تغییر در حالی که او می تواند “را به کشور خود ما بهتر است به ترک دنیا کمی پاک کن.”

آن را هدیه ای به صرف زمان زیادی را با او و هنگامی که ما جدا من از او تشکر کرد. “برخی از داستان های من برای کاغذ و برخی از داستان های من برای من انجام دهید” من به او گفتم. “این یکی کار من برای من و هر کس دیگری می توانید آن را بخوانید.”

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.net