من سال ها وقت صرف رام OCD هیولا. Coronavirus از بین برد تا همه چیز



Fیا بسیاری از ما coronavirus الهام گرفته شده است یک بیت از یک جوانه وسواس. ما شستن دست ما تا زمانی که آنها chapped. ما می بینیم افراد دیگر به عنوان پتانسیل بردار. ما پاک کردن ما مواد غذایی با Lysol ظاهرا پس تصمیم گرفت که اگر آن را می آید به آن, ما می خواهم به جای مرگ از مواد ضد عفونی کننده مسمومیت بیش از یک ویروس است.

در تلاش های ما به قرارداد Covid-19, بسیاری از ما در حال گرفتن یک طعم و مزه از یک نوع متفاوت از بیماری: اختلال وسواسی-اجباری. و برای برخی از کسانی که سال ها وقت صرف یادگیری برای مقابله با وسواس, آخرین بحران تضعیف همه چیز را آموخته ایم در مورد خود ما مغز است.

من به شدت آگاه از تهدید مطرح شده توسط ولگرد میکروسکوپی اشخاص از آنجایی که من یک نوجوان بود, تماس والدین در وحشت: آیا دختر باردار بیش از لباس و چیزهای ؟ اما ترس من فراتر از سوال از بهداشت شخصی و کاری برای فرار از آنها را مادام العمر بوده است پروژه.

در نه سال من شروع به احساس اجبار برای لمس اشیاء خاص در اتاق خواب و یا در زمین بازی در لحظات خاص. نگران بودم که اگر من در انجام این مراسم چیزی وحشتناک اتفاق می افتد به طور معمول مرگ کسی که من در مورد مراقبت – من پدر و مادر من خواهر من hamster دیو (نه نام واقعی او). این بود که اگر قفسه سینه از زیر شلواری و یا swingset بودند در آتش و تنها راه آن را قرار داده بود اگر من شخصا لمس آنها را – که به دنبال بازگشت به نظر می رسد نوع متکبر.

من اضطراب را یکی انتخاب برخی از نوع غمگین جادوگر ناتوان از ساخت چیزهای خوب اتفاق می افتد اما بر دوش با جلوگیری از بد است.

که من بزرگتر شدم فهمیدم برای مخفی کردن آداب و رسوم. به جای نیاز به لمس چیزی است که من ممکن است نیاز به اجتناب از پوشیدن پیراهن های خاص و یا راه رفتن را از طریق برخی از خیابان و یا گوش دادن به یک آهنگ خاص. به عنوان مورد برای بسیاری از افراد مبتلا به OCD و اعداد و تبدیل به یک مسئله بزرگ: من نگران زمانی که ساعت نشان داد 42 دقیقه گذشته ساعت و یا یک باتری 86% شارژ, و من تا به حال به تکرار حرکات مختلف پنج بار (تنها دو بار تکرار می تواند آسیب پدر من; چهار می تواند کشنده برای من ارتودنسی).

گاهی اوقات من بر این باور بودند – خوب واقعا باور نمی, اما می ترسید که جهان به من دادن نشانه هایی در قالب کوله رخدادهای غیر قابل توضیح در خانه: برای مثال اگر یک سی دی بود و پرش آن را به معنای گوش دادن به این آلبوم شد خطرناک است. گم شدن یک چنگال یا چاقو می تواند به معنای من می خواهم موفق به انجام مورد نیاز مراسم در آشپزخانه.

این همه تفکر جادویی بود جلوه ای از این اختلال که به نظر می رسد را وارد آگاهی مردمی: وقتی کسی می گوید “من خیلی وسواس” آنها معمولا ميانگين آنها با وسواس شسته و رفته نیست که آنها جلوگیری از گوش دادن به موسیقی پاپ-پانک از پلک زدن-182 از ترس خانواده خود ایمنی است. (در بهره از رد کردن کلیشه های من باید اشاره کنم که من وسواسی و همچنین مدیریت برای حفظ بسیار کثیف, صفحه اصلی. بهداشت یک موضوع است; دهی به سختی وارد تصویر.)

من می دانستم که آجیل که به گفته یک روانشناس کودک (او یک فرد بزرگسال – من فرزند) چیزی بود که من صرفا عصبی و روانی. آن را با هم راحتی. اما این کلید برای مقابله با این مسئله است.

در 20s من شروع درمان شناختی-رفتاری (CBT). آن را به طور معمول رفتار وسواسی از طریق یک فرآیند به نام مواجهه و جلوگيری از پاسخ (ERP) است که در آن شما به عمد در معرض خود را به موقعیت هایی که باعث ناراحتی و سپس جلوگیری از انجام هر آیین است که ظاهرا مورد نیاز است. من درمانگر و من ایجاد یک لیست از ترس شرایط و تشریفاتی پاسخ رتبه چقدر اضطراب آن باعث می شود من به جست و خیز هر یک. سپس من راه من از طریق آنها از حداقل استرس زا – در امتداد خطوط از پوشیدن ممنوع پیراهن – به ترین است که درگیر در معرض خودم به ظاهرا جوانه زده محیط زیست غفلت به دست شستن.

بنابراین من نشسته در دفتر درمانگر من گوش دادن به نقلی تفسیر نیک دریک پینک ماه از طریق تلفن مجموعه در دست مبل. من تا به حال اجتناب آهنگ برای سال چرا که من مطمئن هستم با شکوه strumming ارسال می تواند خواهر او را به عذاب – شاید به این دلیل که شعر اشاره ای مرموز فال. (او به شوخی در مورد او نوشته: “در اینجا نهفته است مت ، او دریافت که اشتباه آهنگ.”) در آن زمان او به طور اتفاقی در هواپیما تشدید ترس من. به عنوان موسیقی من اضطراب افزایش یافت. اما با هر بار گوش دادن آن کمی ساده تر تا زمانی که آن را باعث به سختی هر گونه نگرانی – با پاداش اضافه شده است که هواپیما خود را همچنان نگاه داشته است! من انجام شده مشابه روال برای هر مراسم در لیست من و من به تعجب و لذت من احساس مثل من در زدودن سموم از مغز من.

آن کار می کرد و در آن برگزار شد ، اما coronavirus است متزلزل پایه از آنچه که من ساخته شده است. ناگهان مبهم تهدید من همیشه درک نیست خیالی اما خاص و واقعی است. وجود دارد در حال خطرناک میکروب ها در همه جا و آن را تهدید به فروختن این بسیار روش است که افرادی مثل من استفاده کرده اند برای فرار از وسواس ،

چه اتفاقی می افتد زمانی که ثابت شستن دست است که در واقع توصیه می شود هنگامی که دوستان شما هستند quarantining مواد غذایی خود را برای 72 ساعت زمانی که عملی ترین مردم شما می دانید که باید ضبط کردن آلودگی گرم “مناطق” در خانه های خود را در کنار زرادخانه ضد عفونی کننده دست? خط بین منطقی و غیرمنطقی – یک بار روشن و حتی به عنوان من انجام شده, عجیب و غریب, آیین – خطر تبدیل شدن به تاری.

و آن است که فقط سوالات بهداشت که تبدیل به بزرگ. اضطراب به عنوان یکی دیگر از درمانگر (من متصلب تا چند) عالمانه به من گفت که یک وسیله ای در تلاش برای کنترل همه چیز است. هنگامی که پدر و مادر خود را که سن و سال قرار می دهد و آنها را در یک بالاتر گروه در معرض خطر هستند در سراسر کشور آن را بسیار سخت برای کنترل خود و محیط زیست فراتر از پاچه روزانه ایمیل: شما در حال ترک الکل در محل برای حداقل 30 ثانیه ؟ آیا شما بررسی می شود پاهای خود را برای هر گونه قرمزی پس از این صبح ؟ اگر گربه coronavirus اما او را نگه داشتن آن خصوصی ؟ در نتیجه این تفکر جادویی دوباره پدیدار می شود: شاید من می تواند به جلوگیری از فاجعه از راه دور با اجتناب از که تی شرت آبی.

نتیجه این است tiptoeing از طریق زندگی با کوچکترین تصمیم گیری – چه چیزی را باید برای صبحانه که کلمات برای نوشتن در این جمله – جرقه یک حس ناراحتی که نشان دهنده بلندی فاجعه است. اگر حتی یک نفر معتقد است که یک پروانه ضرب و شتم بال خود را می تواند بر حوادث هزاران مایل دورتر – در صورت وجود بینهایت کوچک فرصتی که من می تواند صرفه جویی در زندگی – چگونه می توانم توجیه انجام نمی گردد ؛

در هسته مواجهه و جلوگيری از پاسخ درمانی پذیرش است که در واقع هیچ کس نمی تواند مطمئن شوید که از حقیقت است. به جای تلاش برای متقاعد کردن خود است که این مراسم هیچ دنیای واقعی تاثیر ERP و گسترده تر به حرفه پزشکی – تماس برای تحمل عدم قطعیت است. شما خودتان گفتن: “آن را نمی خواهد صدمه دیده است هر کسی اگر من پوشیدن پیراهن آبی.” شما می گویید: “شاید از آن خواهد صدمه دیده کسی – من می توانم می دانم. اما من آن را انجام دهد به هر حال.” با توجه به وسواسی-اجباری شخص و طرز فکر این ممکن است به نظر می رسد مانند وحشیانه رفتار شبیه به تفنگ blindfolded و امید آن را ضربه نیست هر کسی.

اما در گذشته آن را برای من کار می کرد یا به این دلیل من در قلب سنگدلانه می شود قاتل و یا اینکه در برخی از سطح من می دانم که بدترین آسیب پیراهن آبی می توانید انجام دهید این است که من مانند یک dweeb. پذیرش عدم قطعیت چیزی است که ما هر روز انجام دهید و اغلب با کمی فکر: ما می تواند با یک ماشین تصادف یا سقوط از پله ها پایین. اما به جای اینکه فلج شده ما فقط نگاه هر دو راه و یا نگه داشتن bannister.

من نمی توانم صحبت می کنند و برای هر کس با OCD, اما من امیدوارم که این ممکن است برخی از کمک به دیگران در طول همه گیر: برای من راه حل نهفته در تنظیم قرار دادن که خط بین غیرمنطقی و منطقی فقط به عنوان هر کس دیگری در حال انجام است در حال حاضر و پس از آن اعتماد است که بخشی از شما که deep down هنوز هم می تواند تشخیص تمایز است.

بحث در مورد برخی از عجیب و غریب رفتار درمانگر من یک بار به سادگی پرسید: “آیا آن را احساس مانند یک آیین?” این چیزی است که من در حفظ و درخواست در حال حاضر و حتی در یک بیماری همه گیر در آن کار می کند اگر من خودم را باور کنم. برخی از فعالیت هایی که یک بار احساس وسواس – به عنوان مثال پاک کردن دستگیره های درب – دیگر احتمالا به دلیل آگاه مردم پیشنهاد کرده اند آن را انجام می دهند. تمیز کردن کفش من در بازگشت از یک راه رفتن در اطراف بلوک و یا سفید یک منطقه من ضد عفونی دقیقه زودتر همچنان به احساس فراتر از مرزهای عقلانیت. من هنوز هم مبارزه با این تصمیمات هر روز, اما این یک شروع است.

امید من این است که این بیماری همه گیر را ارائه دهد افراد بدون اختلال وسواسی-اجباری – NoCDers من با شما تماس مردمی – درک بهتر از آنچه در آن است به احساس می کنید که کوله از اقدامات می تواند زمین بسیار مخربی عواقب. وسواس یک طیف و همه ما احتمالا خار تا در برابر لبه در برخی از نقطه. در سمت روشن تا زمانی که این بیماری همچنان ادامه دارد, ما همه به دست آوردن ارزشمند تمرین زندگی با عدم قطعیت است.

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netshrtco.de